جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to hark
01
با دقت گوش دادن, گوش سپردن
to listen attentively
Transitive: to hark to a sound
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
hark
سومشخص مفرد
harks
وجه وصفی حال
harking
گذشته ساده
harked
اسم مفعول
harked
مثالها
The teacher is harking attentively to the students' presentations.
معلم با دقت به ارائههای دانشآموزان گوش میدهد.



























