جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
(با موفقیت) از پس چیزی برآمدن, مدیریت کردن
مدیر با تجربه به راحتی پروژههای چالشبرانگیز را مدیریت میکند.
مدیریت کردن, کنترل کردن، اداره کردن
او مدیریت عملیات روزانه شرکت را با کارایی بالا انجام میدهد.
رسیدگی کردن, مدیریت کردن
او با صبر و حرفهایگری با مشتری دشوار برخورد کرد.
پرداختن
نویسنده موضوعات پیچیده را با ظرافت و عمق در رمان خود بررسی میکند.
در دست گرفتن, برداشتن
او با دقت گلدان شکننده را در دست گرفت تا از شکستن آن جلوگیری کند.
تعلیم دادن
او چندین بوکسور برتر را مدیریت میکند، به آنها کمک میکند تا تکنیک و استراتژی خود را کامل کنند.
فرمانپذیری داشتن, هدایت شدن
ماشین به راحتی در جادههای ناهموار کنترل میشود.
چمدان یک دسته محکم برای حمل آسان دارد.
نام کاربری
نام کاربری توییتر او @TechEnthusiast123 است که نشان دهنده علاقه او به تکنولوژی است.
درخت واژگانی



























