جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
grossly
01
به شدت, بطور افراطی
to an excessive or exaggerated degree
مثالها
The cost of the repairs was grossly inflated.
هزینه تعمیرات به شدت افزایش یافته بود.
02
بهطور کاملا آشکار و چشمگیری
in a way that is glaringly improper, offensive, or wrong
اطلاعات دستوری
مثالها
He grossly violated the terms of the agreement.
او به طور فاحشی شرایط توافقنامه را نقض کرد.
03
به طور زننده, به شیوه ای منزجر کننده
in a crude, unrefined, or repulsive manner
مثالها
He grossly devoured his meal without pausing to breathe.
او به زشتی غذایش را بلعید بدون اینکه برای نفس کشیدن توقف کند.
درخت واژگانی
grossly
gross



























