جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
grossly
01
به شدت, بطور افراطی
to an excessive or exaggerated degree
مثالها
Their profits were grossly underestimated last quarter.
سود آنها در سه ماهه گذشته به شدت دست کم گرفته شد.
02
بهطور کاملا آشکار و چشمگیری
in a way that is glaringly improper, offensive, or wrong
مثالها
The article grossly misrepresented her statements.
مقاله به شدت اظهارات او را تحریف کرد.
03
به طور زننده, به شیوه ای منزجر کننده
in a crude, unrefined, or repulsive manner
مثالها
She grossly spat on the ground in front of the guests.
او به طرز زنندهای روی زمین در مقابل مهمانان تف کرد.
درخت واژگانی
grossly
gross



























