جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
abruptly
01
ناگهان, بیخبر
in a sudden or unexpected manner
اطلاعات دستوری
مثالها
She abruptly changed the topic, catching everyone off guard.
او ناگهانی موضوع را عوض کرد، همه را غافلگیر کرد.
درخت واژگانی
abruptly
abrupt



























