جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Gaffe
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
gaffes
مثالها
The politician’s gaffe during the speech caused widespread embarrassment and criticism.
اشتباه سیاستمدار در طول سخنرانی باعث شرمساری و انتقادات گسترده شد.



























