جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Gaffe
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
gaffes
مثالها
She made a gaffe by accidentally calling her new boss by the wrong name.
او با صدا زدن تصادفی رئیس جدیدش با نام اشتباه، یک gaffe مرتکب شد.



























