جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Frontlet
old use
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
frontlets
مثالها
The frontlet made of embroidered silk added elegance to her traditional costume.
پیشانیبند ساخته شده از ابریشم نقشدوزی شده، به لباس سنتی او زیبایی بخشید.
درخت واژگانی
frontlet
front



























