جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Frequenter
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
frequenters
مثالها
The bar had its regular frequenters who were always found at the same table.
بار مراجعین همیشگی خود را داشت که همیشه در همان میز پیدا میشدند.
درخت واژگانی
frequenter
frequent



























