جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Frequenter
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
frequenters
مثالها
As a frequenter of the gym, she’s there almost every day.
به عنوان یک مراجعه کننده مکرر به باشگاه، او تقریباً هر روز آنجا است.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
frequenter
frequent



























