جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Forethought
01
احتیاط, دوراندیشی
thinking ahead to avoid problems or harm
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
With a little forethought, she packed an umbrella and avoided getting wet.
با کمی دوراندیشی، او یک چتر برداشت و از خیس شدن اجتناب کرد.
02
دوراندیشی
thinking ahead before taking action.
مثالها
Her forethought in saving money helped during the tough times.
دوراندیشی او در پسانداز پول در زمانهای سخت کمک کرد.



























