floury
floury
flaʊəri
flaweri

تعریف و معنی "floury"در زبان انگلیسی

floury
01

*آردی

resembling or containing flour, often being dry, powdery, or soft 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
flouriest
شکل تفضیلی
flourier
درجه‌پذیر
حوزه
texture, food, sensation
مثال‌ها
The cookies were floury, leaving a powdery residue on the fingertips. 

کلوچه‌ها آردی بودند و بقایای پودری روی نوک انگشتان باقی می‌گذاشتند.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

درخت واژگانی

floury
flour
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه