جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fleer
01
مسخره کردن, تحقیر
contempt expressed by mockery in looks or words
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fleers
مثالها
After the sudden explosion, the streets were filled with fleers trying to escape the chaos.
پس از انفجار ناگهانی، خیابانها پر از فراریانی بود که سعی در فرار از آشوب داشتند.
to fleer
01
با تحقیر لبخند زدن, مسخره کردن
to smirk contemptuously
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
fleer
سومشخص مفرد
fleers
وجه وصفی حال
fleering
گذشته ساده
fleered
اسم مفعول
fleered



























