جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Escapee
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
escapees
مثالها
The escapee found shelter with locals while evading capture by the authorities.
فراری در حالی که از دستگیری مقامات اجتناب میکرد، با افراد محلی پناهگاهی پیدا کرد.



























