جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fist
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
fists
مثالها
The boxer wrapped his hands with tape and slipped them into his gloves, forming a tight fist for the upcoming match.
بوکسور دستانش را با نوار پیچید و آنها را در دستکشهایش قرار داد، یک مشت محکم برای مسابقه پیش رو تشکیل داد.



























