جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fist
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
fists
مثالها
He clenched his fist tightly in frustration, feeling the anger boiling inside him.
او از سر ناامیدی مشتش را محکم فشرد، احساس کرد که خشم درونش میجوشد.
LanGeek



























