to feint
Pronunciation
/ˈfeɪnt/

تعریف و معنی "feint"در زبان انگلیسی

to feint
01

فریب دادن, وانمودگری کردن، فریب‌کاری کردن

to make a pretended move intended to mislead an opponent
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
feint
سوم‌شخص مفرد
feints
وجه وصفی حال
feinting
گذشته ساده
feinted
اسم مفعول
feinted
مثال‌ها
She feinted a strike, causing her opponent to step back.
او یک ضربه وانمود کرد، که باعث شد حریفش عقب نشینی کند.
Feint
01

فریب, حرکت گمراه کننده

a deceptive or pretended movement, often in sports or combat, intended to mislead or distract an opponent
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
feints
مثال‌ها
He made a feint to the left, then quickly shifted right to avoid the tackle.
او یک فریب به چپ زد، سپس به سرعت به راست تغییر جهت داد تا از تکل اجتناب کند.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه