جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fearfully
رسمی
اطلاعات دستوری
مثالها
She looked around the dark alley fearfully, worried about her safety.
او با ترس به اطراف کوچه تاریک نگاه کرد، نگران امنیت خود بود.
02
به شدت, بیش از حد
to an extreme or excessive degree
Dialect
British
کاربرد قدیمی
مثالها
She was fearfully worried about the storm hitting their village.
او به شدت نگران طوفانی بود که به روستایشان برخورد کرد.



























