جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
nervously
01
مضطربانه, عصبی، بااسترس
in a way that shows signs of fear, worry, or anxiety
اطلاعات دستوری
مثالها
She glanced nervously at the clock, waiting for the interview to begin.
او با اضطراب به ساعت نگاه کرد، در انتظار شروع مصاحبه.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
nervously
nervous
nerve



























