جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fanaticism
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
His fanaticism for the sport went beyond passion; he would argue with anyone who disagreed with his team's superiority.
تعصب او به ورزش فراتر از علاقه بود؛ او با هر کسی که با برتری تیمش مخالف بود بحث میکرد.
درخت واژگانی
fanaticism
fanatic
fan



























