جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fanatical
01
متعصب, دیوانه
extremely enthusiastic or obsessed about something
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most fanatical
شکل تفضیلی
more fanatical
درجهپذیر
مثالها
The town was wary of the group's fanatical teachings and their intense recruitment efforts.
شهر از آموزههای متعصبانه گروه و تلاشهای شدید آنها برای جذب اعضا هوشیار بود.
درخت واژگانی
fanatically
fanatical
fanatic
fan



























