جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
faithfully
اطلاعات دستوری
مثالها
She loyally and faithfully carried out her duties to the company.
او وظایف خود را در قبال شرکت وفادارانه و با وفاداری انجام داد.
1.1
با وفاداری, قابل اعتماد
in a reliable and trustworthy manner
مثالها
The machine faithfully performs its task without failure.
ماشین وظیفه خود را وفادارانه بدون شکست انجام میدهد.
02
وفادارانه
in a manner that accurately represents facts, details, or the original source
مثالها
He copied the design faithfully.
او طراحی را وفادارانه کپی کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
unfaithfully
faithfully
faithful
faith



























