amiss
a
ə
اِ
miss
ˈmɪs
میس
/ɐmˈɪs/

تعریف و معنی "amiss"در زبان انگلیسی

amiss
01

ناقص, به درستی کار نمی‌کند

faulty or not working as it should
مثال‌ها
The engine was making an odd noise, so I knew something was amiss.
موتور صداي عجيبي مي داد، بنابراين مي دانستم چيزي درست نيست.
amiss
01

نادرست, به طور غیرمنتظره

in a way that is faulty or not as expected
مثال‌ها
The operation went amiss, leading to complications during recovery.
عمل جراحی اشتباه پیش رفت و منجر به عوارضی در دوران نقاهت شد.
02

نامناسب, به‌اشتباه، اشتباهاً

in a mistaken or incorrect way
مثال‌ها
The recipe did n't turn out as expected because a crucial ingredient was added amiss.
دستور غذا آنطور که انتظار می‌رفت نشد چون یک ماده حیاتی به اشتباه اضافه شد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه