to extol
ex
ˈɪks
iks
tol
təʊl
tewl
trollstoleknollskoal

تعریف و معنی "extol"در زبان انگلیسی

to extol
01

ستودن, اغراق گفتن

to praise highly 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
extol
سوم‌شخص مفرد
extols
وجه وصفی حال
extolling
گذشته ساده
extolled
اسم مفعول
extolled
مثال‌ها
The coach took a moment to extol the team's exceptional performance during the championship game. 

مربی لحظه‌ای را صرف ستایش عملکرد استثنایی تیم در طول بازی قهرمانی کرد.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه