جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to expatiate
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
expatiate
سومشخص مفرد
expatiates
وجه وصفی حال
expatiating
گذشته ساده
expatiated
اسم مفعول
expatiated
مثالها
The journalist expatiated on the political implications of the recent policy changes in her column.
روزنامهنگار در ستون خود به تفصیل درباره پیامدهای سیاسی تغییرات اخیر سیاستها صحبت کرد.
درخت واژگانی
expatiation
expatiate



























