جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to expatiate
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
expatiate
سومشخص مفرد
expatiates
وجه وصفی حال
expatiating
گذشته ساده
expatiated
اسم مفعول
expatiated
مثالها
When asked about his travels, he expatiated enthusiastically, describing every location in vivid detail.
وقتی درباره سفرهایش از او پرسیده شد، با اشتیاق به تفصیل صحبت کرد، و هر مکان را با جزئیات زنده توصیف کرد.
درخت واژگانی
expatiation
expatiate



























