جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to amble
01
*به آرامی راه رفتن
to walk at a slow and leisurely pace, usually without any particular purpose or urgency
Intransitive
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
باقاعده
زمان حال
amble
سومشخص مفرد
ambles
وجه وصفی حال
ambling
گذشته ساده
ambled
اسم مفعول
ambled
مثالها
The elderly gentleman liked to amble in the local park.
آقای مسن دوست داشت در پارک محلی آرام قدم بزند.
Amble
01
قدمزنی
a leisurely, slow, unhurried walk
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
ambles
مثالها
After lunch, we took a leisurely amble along the beach, feeling the soft sand beneath our feet.
بعد از ناهار، ما قدم زدن آرام در امتداد ساحل را تجربه کردیم، احساس شن نرم زیر پایمان.
درخت واژگانی
ambler
amble



























