جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dubious
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most dubious
شکل تفضیلی
more dubious
درجهپذیر
مثالها
His dubious explanation for being late didn’t seem believable.
توضیح مشکوک او برای دیرکردن باورپذیر به نظر نمیرسید.
مثالها
The online reviews of the restaurant were mixed, leaving us dubious about whether to dine there.
نظرات آنلاین رستوران متناقض بود، که ما را مردد کرد که آیا آنجا شام بخوریم یا نه.
درخت واژگانی
dubiously
dubiousness
dubious



























