to disburden
Pronunciation
/dɪsˈbɜrdn/

تعریف و معنی "disburden"در زبان انگلیسی

to disburden
01

باری از دوش (کسی) برداشتن, آسوده کردن، سبک‌بار کردن

to free someone from a burden
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
disburden
سوم‌شخص مفرد
disburdens
وجه وصفی حال
disburdening
گذشته ساده
disburdened
اسم مفعول
disburdened
مثال‌ها
Disburdening yourself of unnecessary worries can lead to a clearer and more peaceful mind.
رها کردن خود از نگرانی‌های غیرضروری می‌تواند به ذهنی روشن‌تر و آرام‌تر منجر شود.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه