ding
Pronunciation
/ˈdɪŋ/

تعریف و معنی "ding"در زبان انگلیسی

Ding
01

علامت, اثر

an impression in a surface (as made by a blow)
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
dings
02

صدای زنگ, صدا

a ringing sound
to ding
01

صدای زنگ زدن, طنین زدن

go `ding dong', like a bell
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
ding
سوم‌شخص مفرد
dings
وجه وصفی حال
dinging
گذشته ساده
dinged
اسم مفعول
dinged
02

خراشیدن, ضربه زدن جزئی

to cause slight damage to something, typically by hitting or striking it
مثال‌ها
The cyclist dinged my side mirror as he squeezed past in traffic.
دوچرخه‌سوار با رد شدن از ترافیک، آینه بغل ماشین من را خط انداخت.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه