جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dilapidated
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most dilapidated
شکل تفضیلی
more dilapidated
درجهپذیر
مثالها
They explored the dilapidated mansion, imagining its former glory.
آنها عمارت خرابه را کاوش کردند، در حالی که عظمت سابق آن را تصور میکردند.
درخت واژگانی
dilapidated
dilapidate



























