جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dilapidated
مثالها
They stayed in a dilapidated cabin that had seen better days.
آنها در یک کلبه فرسوده ماندند که روزهای بهتری را دیده بود.
درخت واژگانی
dilapidated
dilapidate
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
درخت واژگانی