جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
beat-up
01
فرسوده, خراب
heavily worn out, damaged, or in a state of disrepair due to excessive use or neglect
Informal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most beat-up
شکل تفضیلی
more beat-up
درجهپذیر
مثالها
He pulled out a beat-up wallet, its leather cracked from years of use.
او یک کیف پول فرسوده را بیرون آورد، چرم آن از سالها استفاده ترک خورده بود.



























