جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Digression
01
پرتشدن (از موضوع)
a deviation from the main subject under focus or discussion
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
digressions
مثالها
His lecture was full of interesting digressions.
سخنرانی او پر از انحرافات جالب بود.
02
انحراف, تغيير مسير
a departure from the main route
کاربرد قدیمی
مثالها
Their hike included a brief digression to a scenic overlook.
پیادهروی آنها شامل یک انحراف کوتاه به یک چشمانداز زیبا بود.
درخت واژگانی
digression
digress



























