جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
deep-rooted
01
ریشه دار عمیق, محکم استقرار یافته
(of ideas, beliefs, or principles) firmly established and difficult to change
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most deep-rooted
شکل تفضیلی
more deep-rooted
درجهپذیر
مثالها
Her deep-rooted belief in equality guided her actions throughout her life.
اعتقاد ریشه دار او به برابری، اقداماتش را در طول زندگی هدایت کرد.



























