crumb
crumb
krəm
کرِم
/kɹˈʌm/

تعریف و معنی "crumb"در زبان انگلیسی

Crumb
01

خرده (نان و غیره)

a small piece of a baked product such as a cake, bread, etc.
crumb definition and meaning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
crumbs
02

خرده, حقیر

a person who is deemed to be despicable or contemptible
03

خرده, مقدار بسیار کم

a very small quantity of something
to crumb
01

حذف خرده نان از, پاک کردن خرده نان از

remove crumbs from
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
crumb
سوم‌شخص مفرد
crumbs
وجه وصفی حال
crumbing
گذشته ساده
crumbed
اسم مفعول
crumbed
02

خرد کردن, تبدیل به خرده شدن

break into crumbs
03

پوشاندن با خرده نان, آغشته کردن با خرده نان

coat with bread crumbs
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه