جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to convolve
01
بههم پیچیدن
to combine or merge interacting functions, signals, or structures by wrapping, twisting, or overlying them
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
convolve
سومشخص مفرد
convolves
وجه وصفی حال
convolving
گذشته ساده
convolved
اسم مفعول
convolved
مثالها
The startup plans to convolve lidar sensor sweeps with terrain maps to generate high-resolution 3D models.
استارتاپ قصد دارد پیمایشهای سنسور لیدار را با نقشههای زمین پیچیده کند تا مدلهای سهبعدی با وضوح بالا تولید کند.



























