جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ailing
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most ailing
شکل تفضیلی
more ailing
درجهپذیر
مثالها
The ailing patient was admitted to the hospital for further examination and treatment.
بیمار مریض برای معاینه و درمان بیشتر در بیمارستان بستری شد.



























