جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
conceited
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most conceited
شکل تفضیلی
more conceited
درجهپذیر
حوزه
personality, behavior, evaluation
مثالها
His conceited attitude made it difficult for others to warm up to him.
نگرش مغرورانه او باعث شد دیگران به سختی بتوانند با او گرم بگیرند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
conceitedly
conceitedness
conceited



























