جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
agile
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most agile
شکل تفضیلی
more agile
درجهپذیر
مثالها
The agile athlete dodged and weaved through the defenders on the field.
ورزشکار چالاک از میان مدافعان در زمین گریخت و دور زد.
02
چالاک, تیزذهن
mentally quick



























