جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to fear for
01
برای ترسیدن, برای نگران شدن
to feel worried or concerned about someone or something
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حالتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
for
فعل پایه
fear
زمان حال
fear for
سومشخص مفرد
fears for
وجه وصفی حال
fearing for
گذشته ساده
feared for
اسم مفعول
feared for
مثالها
She feared for her job after the layoffs.
او نگران شغلش پس از تعدیل نیرو بود.



























