جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Smellfungus
01
شخص شکایتکننده, شخص انتقادگر
a person constantly complaining, critical, or sour
غیررسمی
توهینآمیز
کاربرد قدیمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
smellfunguses
مثالها
That smellfungus kept whining about the smallest things.
آن smellfungus مدام درباره کوچکترین چیزها شکایت میکرد.



























