جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Horseface
01
صورت اسب, چهره اسب
a person, usually a woman, mocked for having long or unattractive facial features
offensive
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
horsefaces
مثالها
He regretted the drunk text calling his ex horseface.
او از پیام مستی که در آن معشوقه سابقش را صورت اسبی خطاب کرده بود پشیمان شد.
درخت واژگانی
horseface
horse
face



























