جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to wimp out
01
ترسیدن و کنار کشیدن, شجاعت خود را از دست دادن
to behave in a timid or cowardly way, especially by backing out of something
Dialect
American
informal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
wimp
زمان حال
wimp out
سومشخص مفرد
wimps out
وجه وصفی حال
wimping out
گذشته ساده
wimped out
اسم مفعول
wimped out
مثالها
She was going to confront him but wimped out and stayed quiet.
او قصد داشت با او روبرو شود اما ترسید و ساکت ماند.



























