جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
again
اطلاعات دستوری
مقایسهناپذیر
مثالها
He apologized for the mistake and promised it wouldn't happen again.
او به خاطر اشتباهش عذرخواهی کرد و قول داد که دوباره اتفاق نخواهد افتاد.
مثالها
She closed the book and opened it again to the same page.
او کتاب را بست و دوباره به همان صفحه باز کرد.
03
دوباره, باز هم
used to introduce an extra or additional point
مثالها
Again, this policy benefits only a small group of people.
دوباره، این سیاست تنها به یک گروه کوچک از مردم سود میرساند.
مثالها
Again, why did you ignore the safety protocols?
دوباره، چرا پروتکلهای ایمنی را نادیده گرفتید؟
مثالها
He might apologize, or again, he might just leave.
او ممکن است عذرخواهی کند، یا دوباره، ممکن است فقط برود.
05
دوباره, باز هم
used to ask someone to repeat information, often at the end of a question
مثالها
What's your email address again?
آدرس ایمیل شما چیست دوباره؟
کاربرد قدیمی
مثالها
"I shall repay thee again," the merchant vowed, clutching his coin.
"من دوباره به تو پرداخت خواهم کرد،" تاجر قسم خورد، در حالی که سکه اش را محکم گرفته بود.



























