جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Aficionado
01
طرفدار, هواخواه
a person who is knowledgeable and enthusiastic about a particular activity, subject, or interest
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
aficionados
مثالها
She is an aficionado of fine wines and can recommend the best ones.
او یک علاقهمند به شرابهای عالی است و میتواند بهترینها را توصیه کند.
02
افیسیونادو، طرفدار گاوبازی
a fan of bull fighting



























