جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Affray
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
affrays
مثالها
A large affray erupted at the sports event when fans from opposing teams clashed in the stands.
یک درگیری بزرگ در رویداد ورزشی رخ داد وقتی هواداران تیمهای رقیب در جایگاهها با هم درگیر شدند.



























