جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Chit
01
صورتحساب, رسید
the bill in a restaurant
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
chits
02
دختر بیادب, زن جوان بیاهمیت
a young, impertinent, or insignificant girl or woman
قدیمی
توهینآمیز
مثالها
The old novel described the forward teenager as an impudent chit.
رمان قدیمی نوجوان پیشرفته را به عنوان یک دختر جوان بیادب توصیف کرد.



























