جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
cherished
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most cherished
شکل تفضیلی
more cherished
درجهپذیر
مثالها
They enjoyed a cherished tradition of having a big family dinner every Sunday.
آنها از یک سنت گرانقدر لذت میبردند که هر یکشنبه شام بزرگی با خانواده داشتند.
درخت واژگانی
cherished
cherish



























