جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bygone
01
گذشته، خاطرات
past events or experiences that are considered over and should be put aside or forgotten
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
bygones
مثالها
Their argument is a bygone now, and they have reconciled.
بحث آنها اکنون گذشته است، و آنها آشتی کردهاند.
bygone
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most bygone
شکل تفضیلی
more bygone
درجهپذیر
مثالها
She often reminisces about the bygone days of her childhood.
او اغلب روزهای گذشته دوران کودکی خود را به یاد می آورد.
02
منسوخ, قدیمی
outdated and no longer in use or relevant
مثالها
Vinyl records, once a relic of a bygone technology, are making a comeback.
صفحات وینیل، زمانی یادگاری از یک فناوری گذشته، در حال بازگشت هستند.



























