جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bushy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
bushiest
شکل تفضیلی
bushier
درجهپذیر
حوزه
hair, appearance, texture
مثالها
He had a bushy beard that made him look older than his age.
او ریش پرپشتی داشت که او را مسنتر از سنش نشان میداد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
bushy
bush



























