جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او آدرس دوست دخترش را از بر حفظ کرد.
نشانی, آدرس
او آدرس وب سایت را کپی کرد و با دوستانش به اشتراک گذاشت.
آدرس, مرجع
هر بایت آدرس حافظه خود را دارد.
شیوه صحبت کردن, نحوه خطاب
خطاب او مودب اما قاطع بود.
مهارت, چیرگی
او هنگام حل تعارض مهارت زیادی نشان داد.
موقعیت, آدرس
مربی او بر آدرس مناسب برای بهبود ثبات او تأکید کرد.
آدرس, شماره
آدرس بالای در محو شده است.
آدرس, آدرس پستی
فراموش نکنید که آدرس کامل را روی پاکت قرار دهید.
مورد خطاب قرار دادن, خطاب کردن
معلم به دانشآموزان به صورت فردی خطاب میکند تا بازخوردی در مورد تکالیفشان ارائه دهد.
خطاب کردن به, صدا زدن
لطفاً در طول کنفرانس من را به عنوان "دکتر اسمیت" خطاب کنید.
خطاب کردن, سخنرانی کردن
رئیس جمهور امشب در مورد تحولات اخیر به ملت خطاب خواهد کرد.
رسیدگی کردن, پرداختن
شرکت باید مسئلهی جابجایی کارکنان را بررسی کند.
آدرس دادن, خطاب کردن
من باید این نامه را به بخش منابع انسانی آدرسدهی کنم.
خطاب کردن, پرداختن به
او تصمیم گرفت نگرانیهایش را مستقیماً به مدیریت شرکت خطاب کند.
موقعیت گرفتن, خطاب کردن
گلفباز به توپ خطاب کرد، قبل از زدن ضربه، سوئینگ کامل را تصور کرد.
آدرس دهی, تعیین کردن
برنامه نیاز دارد تا آدرس دهی کند محل حافظه ای که متغیرها در آن ذخیره شده اند.
درخت واژگانی



























