جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ickle
01
فوق العاده کوچک
very tiny in size
Approving
Informal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most ickle
شکل تفضیلی
more ickle
درجهپذیر
مثالها
She handed her nephew an ickle piece of chocolate, not wanting to spoil his dinner.
او به برادرزادهاش یک تکه خیلی کوچک شکلات داد، نمیخواست شامش را خراب کند.



























