جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
overcrowded
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most overcrowded
شکل تفضیلی
more overcrowded
درجهپذیر
مثالها
The city 's public transportation system is often overcrowded during rush hour.
سیستم حمل و نقل عمومی شهر اغلب در ساعت شلوغی شلوغ است.
درخت واژگانی
overcrowded
crowded
crowd



























