جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Boon
01
موهبت, مزیت
something that is beneficial or advantageous, like a blessing or favor that is granted
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
boons
مثالها
The discovery of clean, renewable energy sources would be a boon for the environment, reducing pollution and mitigating climate change.
کشف منابع انرژی پاک و تجدیدپذیر موهبتی برای محیط زیست خواهد بود، آلودگی را کاهش داده و تغییرات آب و هوایی را تسکین میدهد.
boon
01
دوستانه, گرم
companionable and warmly sociable
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
boonest
شکل تفضیلی
booner
درجهپذیر
مثالها
His boon manner made everyone feel instantly welcome.
رفتار دوستانه او باعث شد همه فوراً احساس خوشآمد کنند.



























