جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to blurt out
[phrase form: blurt]
01
ناگهانی چیزی گفتن
to say something suddenly
مثالها
Despite efforts to remain composed, he blurted out the truth about the situation.
علیرغم تلاش برای آرام ماندن، او حقیقت را در مورد وضعیت به زبان آورد.



























